هدر بین‌المللی و رسمی اندیشکده عماد
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
« دست خدا بالای دست‌های آنان است »
The Hand of Allah is over their hands 真主之手在他们之上

تنگه هرمز ؛ مصداق رزق در قرآن

در ادبیات سیاسی و جغرافیای استراتژیک، کمتر نقطه‌ای در جهان به اندازه «تنگه هرمز» دارای وزن و اهمیت است. اما اگر بخواهیم این پدیده جغرافیایی را از منظر الهیات سیاسی و مفاهیم قرآنی بررسی کنیم، می‌توان آن را یکی از بارزترین مصادیق «رزق الهی» برای کشور ایران دانست.

در ادامه، در قالب یک مقاله علمی-تحلیلی، به بررسی این موضوع می‌پردازیم که چگونه یک آبراهه بین‌المللی می‌تواند ترجمان ژئوپلیتیک «رزق» در نص صریح قرآن باشد.

مفهوم «رزق» در قرآن کریم فراتر از مایحتاج اولیه زیستی است و هرگونه موهبت مادی و معنوی که موجب قوام، امنیت و پیشرفت یک جامعه شود را در بر می‌گیرد. این مقاله با پیوند زدن ژئوپلیتیک و مفاهیم قرآنی، تنگه هرمز را نه صرفاً یک گذرگاه دریایی، بلکه یک «رزق راهبردی» برای جمهوری اسلامی ایران معرفی می‌کند. با بررسی ابعاد سه‌گانه رزق (اقتصادی، امنیتی و سیاسی)، نشان داده می‌شود که تسلط بر این تنگه چگونه در راستای سنت‌های الهی، بقا و اقتدار ملی ایران را تضمین کرده است و «شکر» این نعمت در عرصه حکمرانی چه الزاماتی دارد.

 ۱. در رویکرد تقلیل‌گرایانه، رزق تنها به معنای خوراک و معاش مادی تفسیر می‌شود؛ اما در جهان‌بینی قرآنی، دامنه این کلمه بسیار وسیع‌تر است. خداوند در سوره هود (آیه ۶) می‌فرماید: «وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا» (و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر اینکه روزی او بر خداست).

علاوه بر این، قرآن امنیت و موقعیت جغرافیایی را نیز مستقیماً به عنوان رزق و موهبت الهی معرفی می‌کند. بارزترین مثال آن در سوره قریش نمودار است؛ جایی که خداوند امنیت مسیرهای تجاری (رحلة الشتاء و الصیف) و موقعیت ژئواکونومیک مکه را نعمتی می‌داند که مایه قوام آن‌هاست: *«الَّذِي أَطْعَمَهُم مِّن جُوعٍ وَآمَنَهُم مِّنْ خَوْفٍ»* (همان کس که آن‌ها را از گرسنگی نجات داد و از ترس و ناامنی ایمن ساخت).

بر این اساس، در فقه سیاسی اسلامی، جغرافیا و مواهب سرزمینی که به یک ملت قدرت، ثروت و امنیت می‌بخشند، عالی‌ترین سطح از «رزق مقدّر» محسوب می‌شوند.

 ۲. انطباق مفهوم قرآنی رزق بر جغرافیای سیاسی ایران، تنگه هرمز در سه بعد کلان به عنوان رزق الهی تجلی می‌یابد:

الف) در سوره نحل (آیه ۱۴) خداوند می‌فرماید: *«وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ...»* (و اوست کسی که دریا را مسخر شما کرد تا از آن گوشت تازه بخورید و زیوری که می‌پوشید از آن استخراج کنید؛ و کشتی‌ها را می‌بینی که سینه آب را می‌شکافند تا از فضل او روزی طلبید).

تنگه هرمز، گذرگاهی است که روزانه حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از نفت خام مصرفی جهان و بخش عظیمی از گاز طبیعی مایع (LNG) از آن عبور می‌کند. تسلط بر شمال این تنگه و سواحل طولانی آن، اقتصاد دریاپایه، حق ترانزیت، امکان توسعه بنادر (مانند بندرعباس و چابهار در امتداد آن) و کنترل بر کریدورهای انرژی را برای ایران فراهم کرده است. این موقعیت، مصداق بارز «مبتغی از فضل الهی» (طلب روزی از فضل خدا) در عرصه اقتصاد بین‌الملل است.

 ب) همان‌طور که در سوره قریش امنیت به عنوان یک رزق معرفی شد، تنگه هرمز بزرگ‌ترین رزق امنیتی ایران است. شکل هندسی این تنگه (شکل‌گیری به صورت یک کانال باریک U شکل) و وجود جزایر استراتژیک (مانند ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک، قشم و هرمز) یک زنجیره دفاعی طبیعی و بی‌نظیر برای ایران ایجاد کرده است.

مزیت نامتقارن: این جغرافیای پیچیده، به ایران امکان می‌دهد تا با استفاده از نیروی دریایی نامتقارن، در برابر قدرت‌های بزرگ دریایی جهان ایجاد بازدارندگی کند.
حفظ استقلال:این بازدارندگی باعث شده تا هزینه هرگونه تهاجم نظامی به سرزمین ایران به شدت افزایش یابد، که این خود محافظت از کیان یک جامعه اسلامی و مصداق دفع شر (امنیت) است.

 ج) گاهی رزق یک ملت، اعتبار و وزنه سیاسی آن در نظام بین‌الملل است. وابستگی اقتصاد جهانی به تنگه هرمز، به جمهوری اسلامی ایران قدرتی داده است که نمی‌توان آن را از معادلات جهانی حذف کرد. در شرایطی که تحریم‌های اقتصادی برای انزوای یک کشور طراحی می‌شوند، این موقعیت جغرافیایی به عنوان یک «اهرم فشار متقابل» عمل کرده و قدرت چانه‌زنی دیپلماتیک ایران را در برابر هژمونی جهانی تضمین می‌کند.

۳. قرآن کریم یک سنت تخلف‌ناپذیر را در خصوص رزق و نعمت الهی بیان می‌کند: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ» (ابراهیم: ۷). شکر نعمت در اینجا صرفاً زبانی نیست، بلکه به معنای «استفاده صحیح، حداکثری و مدبرانه» از آن موهبت است.

برای آنکه این رزق ژئوپلیتیک پایدار بماند و افزون شود، در سطح کلان کشورداری الزاماتی وجود دارد:

1. توسعه سواحل مکران و اقتصاد دریاپایه: خروج از خشکی‌محوری و استفاده از ظرفیت‌های دریای عمان و خلیج فارس برای توسعه تجارت و آبادانی مناطق جنوبی.
2. ارتقای نیروی دریایی راهبردی:حفظ و تقویت امنیت این آبراهه نه تنها برای ایران، بلکه برای منطقه، که نشان‌دهنده اقتدار و مسئولیت‌پذیری است.
3. دیپلماسی اقتصادی هوشمند: تبدیل این تنگه از یک اهرم صرفاً امنیتی-نظامی، به یک قطب همکاری‌های اقتصادی و هاب ترانزیتی برای همسایگان و کشورهای نوظهور اقتصادی.

 

تنگه هرمز تنها یک عارضه زمین‌شناختی و نقطه اتصال دو پهنه آبی نیست؛ بلکه در منظومه فکری قرآن، یک «رزق استراتژیک» است که خداوند در اختیار ملت ایران قرار داده است. این تنگه توأمان نان (اقتصاد و ترانزیت)، جان (امنیت و بازدارندگی) و جایگاه (قدرت سیاسی) را برای کشور به ارمغان آورده است. درک این پدیده به عنوان یک موهبت الهی، نیازمند اتخاذ سیاست‌های حکیمانه در عرصه ملی و بین‌المللی است تا با «شکر عملی» این نعمت، مسیر توسعه و اقتدار پایدار ایران اسلامی هموارتر گردد.