هدر بین‌المللی و رسمی اندیشکده عماد
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
« دست خدا بالای دست‌های آنان است »
The Hand of Allah is over their hands 真主之手在他们之上

بحران «حیوان‌انگاری» در علوم انسانی غرب و ضرورت گذار به «علوم آدمی»

بنیادی‌ترین مسئله در رویارویی با تمدن و علوم غربی، نگاه تقلیل‌گرایانه این تمدن به ماهیت انسان است؛ نگاهی که بر مبنای «حیوان‌انگاری» بنا شده و انسان را صرفاً حیوانی می‌پندارد که باید اهلی و در نهایت متمدن شود. این پارادایم که ریشه در فلسفه یونان باستان دارد، در تمامی علوم مدرن دانشگاهی رسوخ کرده است. در نقطه مقابل، نگاه توحیدی و اسلامی، انسان را نه یک حیوان، بلکه «حی متأله» (موجودی زنده و در حال تعالی) می‌داند که ظرفیت عبور از مرزهای فرشتگان (ملک) را داراست. هدف این مقاله، کالبدشکافی ریشه‌های تاریخی این انحراف معرفتی و تبیین ضرورت یک انقلاب علمی برای جایگزینی علوم مادی با «علوم آدمی» در قرن جدید است.

بدنه اصلی

۱. تبارشناسی حیوان‌انگاری در فلسفه و علم غرب

بررسی سیر تطور اندیشه غربی در ۲۷۰۰ سال گذشته نشان می‌دهد که پیش‌فرض اساسی اندیشمندان غربی، مادی بودن انسان و هم‌رده بودن او با حیوانات است:

  • آناکسیماندر: با نگاهی کاملاً مادی‌گرایانه، انسان را دارای ریشه‌های آبزی می‌دانست که از شکم ماهی‌ها به وجود آمده و تطور یافته است.

  • فیثاغورث: انسان را صرفاً یک «حیوان حسابگر» تعریف می‌کرد و مبنای عالم را کمیت و عدد می‌دانست.

  • سقراط و ارسطو: سقراط تحت تأثیر القائات معبد دلفی، انسان را حیوانی استدلال‌گر دانست و ارسطو او را «حیوان ناطق» نامید؛ تعریفی که متأسفانه بیش از هزار سال در مجامع علمی ما نیز رواج داشت.

  • رنه دکارت: با رویکرد سوژکتیویسم، انسان را «حیوان دارای ذهن» معرفی کرد.

  • اندیشمندان مدرن: روانشناسان و جامعه‌شناسانی چون فروید، یونگ، آلیوت آرونسون و نوح هراری، انسان را به ترتیب «حیوان جنسی»، موجودی دارای کهن‌الگوهای حیوانی، «حیوان اجتماعی» و نهایتاً «حیوان خداشونده» تقلیل داده‌اند.

۲. تسری حیوان‌انگاری در نهاد علم و فرهنگ عامه

  • ذات مسموم علوم دانشگاهی: تمامی رشته‌های مدرن اعم از روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و فیزیک، نقطه عزیمت خود را بر توحش انسان و نیاز سیستماتیک او به اهلی شدن استوار کرده‌اند.

  • تحریف سیستماتیک در ترجمه: مترجمان متون آکادمیک برای جلوگیری از ایجاد حساسیت در جامعه ایران، عنوان کتاب‌هایی که صراحتاً به حیوان بودن انسان اشاره دارند را به عناوینی چون «روانشناسی اجتماعی» تغییر داده‌اند تا این متون به عنوان منابع مرجع تدریس شوند.

  • پروپاگاندای رسانه‌ای: انیمیشن‌هایی نظیر «زوتوپیا» و «مینیون‌ها»، آرمان‌شهر غربی را جامعه‌ای از حیوانات شرطی‌شده به تصویر می‌کشند که دغدغه‌ای جز مصرف‌گرایی و پذیرش سلطه ندارند.

۳. پارادایم جایگزین: انسان به مثابه موجودی فراملکی

  • نفی دامپروری در نظام علمی: بر اساس تبیین مفسرانی چون آیت‌الله جوادی آملی، انسان به این دنیا نیامده تا «دامپروری» شود؛ بلکه او «حی متأله» است و باید انسان‌پروری صورت گیرد.

  • مراتب تعالی حیات: در جهان‌بینی قرآنی، حیات دارای مراتبی است (نبات، حیوان، جن، ملک) و انسان دارای ظرفیتی است که با عبور از حیات حیوانی، از مرتبه فرشتگان نیز فراتر رود.

  • تجلی عینی انسان متعالی: مصداق بارز این تعالی فراملکی، شهدای انقلاب اسلامی هستند که فراتر از غرایز حیوانی و مادی، ایثار کرده و به مقام تعالی دست یافتند.

علوم انسانی غرب به دلیل بنا شدن بر پایه بنیادین «حیوان‌انگاری»، ذاتاً مسموم هستند و توانایی ساخت انسان طراز را ندارند. تکیه بر این علوم تنها به تولید تکنسین‌ها و حیوانات متمدنی می‌انجامد که نهایت دستاوردشان، سقوط اخلاقی نخبگان علمی و سیاسی غربی است.

برای پی‌ریزی قرن جدید، اجرای گام‌های زیر اجتناب‌ناپذیر است:

۱. جنبش آگاهی‌بخشی و شناسایی دقیق و نقد نظریه‌های حیوان‌انگارانه در تمامی رشته‌های دانشگاهی مدرن.

۲. انقلاب در نظام آموزش و پرورش و جایگزینی علوم مادی با «علوم آدمی» که هدف آن تعالی انسان مبتنی بر معارف توحیدی است.