مقدمه مقاله
روابط بینالملل همواره صحنه تلاقی و گاه تقابل منافع و ایدئولوژیهاست. در این میان، تخاصم ریشهدار میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، فراتر از یک اختلاف سیاسی مقطعی، ریشه در تضادهای عمیق بنیادین، باورها و سبک زندگی دارد. خردورزی سیاسی در ادبیات کلاسیک ایران و مبانی الهیاتی، استدلال میکند که تلاش برای ایجاد دوستی میان این دو قطب ناممکن است و بهترین الگوی رفتار سیاسی، پذیرش این تفاوت ذاتی و در پیش گرفتن استراتژی همزیستی مبتنی بر فاصلهگذاری است.
۱. حکمت سعدی و رئالیسم سیاسی
درک ماهیت قدرتهای جهانی و نحوه تعامل با آنها، نیازمند شناختی واقعبینانه از ذات و عملکرد این قدرتهاست. شیخ اجل، سعدی شیرازی در کتاب سترگ گلستان (باب اول: در سیرت پادشاهان)، در قالب یک تمثیل بینظیر، قاعدهای مهم در سیاست و کشورداری را بیان میکند:
«ترحم بر پلنگ تیز دندان / ستمکاری بود بر گوسفندان»
در تحلیل گفتمان سیاسی معاصر، پلنگ تیز دندان استعارهای دقیق از قدرتهای هژمونیک و امپریالیستی ایالات متحده آمریکا است که ذات و بقای آنها بر گسترش سلطه و بلعیدن منافع دیگران استوار می باشد. بر اساس منطق سعدی، هرگونه مماشات، اعتماد بیجا، و تلاش برای ایجاد پیوند دوستی با چنین قدرتی، در نهایت به قربانی شدن منافع ملی و امنیت جامعه گوسفندان (طبقه به اصطلاح جنوب جهانی) منجر خواهد شد.
۲. تضاد در ایدئولوژی و سبک زندگی
مسئله اساسی در روابط ایران و آمریکا، صرفاً بر سر چند پرونده ژئوپلیتیک یا اقتصادی نیست؛ بلکه ریشه در یک تقابل ذاتی و هستیشناسانه دارد:
تضاد در جهانبینی: ایدئولوژی حاکم بر آمریکا مبتنی بر لیبرال-سرمایهداری توسعهطلب و سلطهجو است که خود را نقطه پایان تاریخ و الگوی برتر برای تمام جهان میداند. در مقابل، گفتمان ایران بر پایه استقلالطلبی، نفی سلطه قاعده نفی سبیل و ایستادگی در برابر امپریالیسم بنا شده است.
تقابل سبک زندگی و ارزشها: باورهای فرهنگی و مذهبی که سبک زندگی ایرانی-اسلامی را شکل میدهند، در بسیاری از نقاط با ارزشهای سکولار و فردگرایانه غربی در تضادِ آشتیناپذیر قرار دارند.
این تفاوتهای بنیادین باعث میشود که هرگونه تلاش برای درهمآمیزی یا ایجاد یک صلح دوستانه و صمیمی میان این دو، به لحاظ جامعهشناختی و سیاسی غیرممکن باشد؛ چرا که ذات یکی، در گرو نفی یا تغییر ماهیت دیگری است.
۳. مرزبندی شفاف در برابر تضاد ایدئولوژیک
قرآن کریم در مواجهه با سیستمهای فکری و عقیدتی کاملاً متضاد، راهبردی بسیار روشن، قاطع و واقعبینانه ارائه میدهد. سوره مبارکه کافرون و آیه شریفه «لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ» (من آنچه را شما میپرستید، نمیپرستم)، صرفاً یک گزاره عبادی نیست، بلکه یک مانیفست کامل در مرزبندی سیاسی و اجتماعی می باشد.این آیه به صراحت بیان میکند که وقتی پایههای فکری، ارزشها و اهداف دو سیستم تا این حد از یکدیگر دور هستند، تلاش برای ادغام آنها یا تظاهر به اشتراک مسیر، بیهوده است. منطق لا أعبد ما تعبدون در نهایت به آیه لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (دین شما برای خودتان و دین من برای خودم) ختم میشود که در ادبیات سیاسی معاصر میتوان آن را استراتژی ترک مخاصمه از طریق فاصلهگذاری دقیق نامید.
۴. دکترین «تو آنور جوب، ما اینور جوب»
با در کنار هم قرار دادن هشدار سعدی و خطکش قرآنی، به یک نتیجهگیری کاربردی و منطقی در دیپلماسی میرسیم که در فرهنگ عامه و زبان ساده ایرانیان در یک ضربالمثل عمیق متبلور شده است:
«تو آن ور جوب، ما هم این ور جوب»
این ضربالمثل، ترجمه دقیق و عامیانهی عدم امکان دوستی میان ایران و آمریکاست. این گزاره بدان معناست که به جای پیگیری سراب دوستی و اتحاد با قدرتی که ذاتش با بنیادهای ما در تضاد است تنها راه منطقی برای جلوگیری از اصطکاک و حفظ بقا، پذیرش تفاوتها، حفظ فاصلهی استراتژیک، ایجاد بازدارندگی و عدم دخالت در حریم یکدیگر است. صلح واقعی در این شرایط، نه از طریق دست دادن و در آغوش کشیدن، بلکه با کشیدن یک مرز پررنگ و مشخص و ایستادن هر کس در سمتِ جویِ خویش محقق میگردد.
نویسنده : شایان پوریا