بخش اول؛ ترسیم صحنه
۱. در مسئله تقابل ذاتی میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم حاکم بر ایالات متحده آمریکا با محوریت صهیونیسم جهانی، بار دیگر اصل و اساس این تقابل تبلور یافته و توجه همگان را به خود معطوف میسازد.۲. در این صحنه کارزار میان حق و باطل؛ از یک سو نظام فکری کاپیتالیسم با تکیه بر مبانی بردهداری نوین (لیبرالیسم و نئولیبرالیسم) قرار دارد و از سوی دیگر، نظام فکری مبتنی بر آموزههای ناب اسلام قرآنی با پرچمداری فقه تشیع قد برافراشته است.۳. ایران اسلامی با اتکا به سابقه ۴۷ ساله از الگوی مردمسالاری دینیِ مورد نظر امامین انقلاب (حضرت امام خمینی و شهید سید علی خامنهای)، توانسته است در برابر انواع و اقسام دسیسهها و ترفندهای دشمن ذاتی خود مقاومت کرده و بر آنها فائق آید؛ پیروزی مستمری که مصداق بارز آیه شریفه «وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرِینَ» است. اساس و بنیان این الگو، بر واقعه عاشورا و بهرهگیری از سیره شخصیتی امام حسین (علیهالسلام) و یاران وفادار ایشان استوار است.۴. در مقابل، دشمن ذاتی ایران اسلامی با تکیه بر الگوی جهانخواری، استعمار و خوارپنداریِ دیگران، از سدههای گذشته تاکنون بشریت را برده و مطیع تماموکمال خود میپندارد. به همین دلیل است که هر نظام فکری که در تقابل با این نگاه باشد، باید نابود، بیاثر و یا مطیع گردد (مانند نظامهای مرتجع عربی حوزه خلیج فارس، رژیم یهودی حاکم بر جمهوری جعلی باکو و حکام فریبکار ترکیه).
بخش دوم؛ آغاز جنگ رمضان
۱. پس از تجاوز آشکار رژیم صهیونیستی و آمریکا (با همکاری نیمهپنهان دولتهای مرتجع منطقه) در ۲۳ خرداد سال ۱۴۰۴؛ اقدامی که غافلگیرانه، توأم با فریبکاری و در میانه مذاکرات هستهای رخ داد، تقابلی جدی با نظام اسلامی ایران شکل گرفت که نهایتاً به تحمیل آتشبس بر جبهه کفر انجامید. با این حال، دشمن که درصدد تکمیل پروژه خود موسوم به «اسرائیل بزرگ» جهت کنترل و احاطه کامل بر منطقه بود، پس از یک وقفه نهماهه، در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ دست به جنایتی بیسابقه زد. با حمله به بیت رهبری و دفتر کار رهبر انقلاب، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای عزیز، و به شهادت رساندن ایشان، برگ تازهای در تاریخ تقابلهای ایران و جهان ورق خورد.۲. هرچند همزمان با شهادت رهبر انقلاب و هدف قرار گرفتن سرشبکههای فرماندهی کشور در ردههای مختلف، ضربه سهمگینی به اسلام، مسلمین و ایران عزیز وارد آمد، اما این بار در بُعد نظامی هیچگونه غافلگیریای صورت نگرفت. از همان دقایق نخست تجاوز، بر اساس نقشه راهِ از پیش تعیینشده توسط امام خامنهای و مبتنی بر مفاهیم «هندسه الهی»، موج عظیمی از موشکها و پهپادها روانه پیکره شیطان بزرگ (نظام سلطه با محوریت صهیونیسم جهانی) گردید؛ پاسخی کوبنده که تبلور وعده صادقِ پروردگار و مستند به آیه شریفه «وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ» بود.۳. تا روز ۱۷ اسفندماه سال ۱۴۰۴ و پس از گذشت هشت روز از نبرد تمدنی سوم (در امتداد دفاع مقدس هشتساله و جنگ دوازدهروزه، که اینک جنگ رمضان نام گرفت)، تحولات میدانی وارد مرحله جدیدی شد. پس از برقراری «موازنه وحشت» میان طرفین در روز چهارم نبرد، از روز پنجم، فرمول «موازنه قدرت» میان طرفین شکل گرفت. جمهوری اسلامی ایران با استناد به آیه شریفه ۶۰ سوره انفال که میفرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» و همچنین آیه ۱۰۴ سوره نساء که میفرماید: «وَلَا تَهِنُوا۟ فِی ٱبۡتِغَاۤءِ ٱلۡقَوۡمِۖ إِن تَکُونُوا۟ تَأۡلَمُونَ فَإِنَّهُمۡ یَأۡلَمُونَ کَمَا تَأۡلَمُونَۖ وَتَرۡجُونَ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا یَرۡجُونَۗ وَکَانَ ٱللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا»، هجوم و تاختوتاز بیامان خود را بر پیکره ابلیس زمان ادامه میدهد.
بخش سوم؛ لانههای شیطان
۱. مستند به آمار و ارقام اعلامشده رسمی، جمهوری اسلامی ایران با هدف انهدام و نابودی ایادی و ابزارهای شیطان بزرگ واقع در دولتهای مرتجع منطقه، مجموعاً بیش از ۲۹۸۱ حمله را به ترتیب و تفکیک زیر به انجام رساند: امارات متحده عربی با بیش از ۱۲۷۶ حمله (۴۲.۸٪)، رژیم صهیونیستی با ۶۰۰ حمله (۲۰.۱٪)، کویت با ۵۰۰ حمله (۱۶.۸٪)، بحرین با ۱۹۸ حمله (۶.۶٪)، عربستان سعودی با ۱۶۰ حمله (۵.۴٪)، اردن با ۸۰ حمله (۲.۷٪)، قطر با ۷۰ حمله (۲.۳٪)، عراق با ۶۰ حمله (۲.۰٪)، عمان با ۲۰ حمله (۰.۷٪)، قبرس با ۱۲ حمله (۰.۴٪)، جمهوری آذربایجان با ۴ حمله (۰.۱٪) و ترکیه با ۱ حمله. (آمار تا ۱۷ اسفند سال ۱۴۰۴)با اتکا به این آمار، میتوان نشانههایی از نیات شوم و اهداف آمریکا و صهیونیسم جهانی در منطقه را کنکاش نمود و پی برد که در طول ۴۷ سال گذشته، ضربات خسارتزا و دسیسههای ممتد علیه نظام اسلامی، بیشتر از جانب کدام نواحی برنامهریزی و هدایت شده است. همانا خداوند متعال در آیه شریفه ۲۴۲ سوره بقره میفرماید: «كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» (اینگونه خداوند آیات و نشانههای خود را برای شما روشن میسازد تا خرد ورزید و درک کنید).
بخش چهارم؛ برگی تازه در تاریخ ایران
۱. بامداد روز ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ هجری شمسی، در پی شهادت حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای، طی بیانیهای از سوی مجلس خبرگان رهبری، رهبر جدید جمهوری اسلامی ایران معرفی شد: آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای.۲. در فقه تشیع، ستون اصلی جامعهی اسلامی (قائد امت)، ولیفقیه است؛ ازاینرو، تثبیت نام «خامنهای» در تاروپود جامعهی ایرانی حامل این پیام مهم است: ثبات در سیاستگذاریهای نظام اسلامی و پرهیز از پراکندگی در برنامه ریزی.۳. با تعیین رهبر منتخب، میتوان در گام نخست و تا زمان ابلاغ سند چشمانداز بعدی، این انتظار را داشت که سیاستهای بلندمدت نظام جمهوری اسلامی ایران، با اصلاحاتی سطحی در افق و نیمهعمیق در عمود، تداوم یابد و چابکی و چالاکی بیشتری به بدنهی نظام اسلامی تزریق شود.
بخش پنجم؛ پیش بهسوی تثبیت پیروزی
۱. روندهای جنبشی در مسائل مختلف، پس از فرازونشیبهای فراوان، سرانجام نیازمند تثبیت هستند. به این فرض که انرژی جنبشیِ آزادشده از ارادهی یک ملت، باید به تشکیل نظمی نوین با مختصات عینی و ملموس منجر شود؛ در غیر این صورت، این حرکت فاقد ارزش راهبردی بوده و صرفاً یک دستاورد تاکتیکی (موقتی) باقی خواهد ماند.۲. خداوند در آیهی ۱۷ سورهی محمد (ص) میفرماید: «وَالَّذِينَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى وَآتَاهُمْ تَقْوَاهُمْ». این آیهی شریفه نشان میدهد که هرگاه کسی گام نخست را در مسیر هدایت بردارد، خداوند به حرکت او شتاب و قدرت میبخشد، مسیر را برایش هموارتر میسازد و ایمانش را استوار میگرداند.۳. بنابراین، شرط لازم برای هموار شدن این مسیر، قرار گرفتن در جبههی هدایت است؛ جبههای که در صحنهی کنونی جهان، عرصهی جدال میان پیروان اپستین و پیروان امام خامنهایِ شهید و نایب بر حق ایشان است. چنانکه امام خمینی (ره) فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیب نرسد.» پس برای تثبیت پیروزی در جنگ رمضان بودن و باشیدن در بیرق ولی فقیه از اوجب واجبات است.
نویسنده: شایان پوریا |