ایران چگونه تحریم واقعی را پیادهسازی کرد؟ واکاوی ناکارآمدی تحریمهای غرب
۱. از بدو تکوین پدیده تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران — اعم از تحریمهای اولیه، ثانویه و کارزار فشار حداکثری — موضوع تبعات اقتصادی این محدودیتها بر جامعه ایرانی، همواره در کانون مباحثات و دغدغههای کلان کشور قرار داشته است.با این وجود، بررسی تطبیقی رویکرد دولتهای مختلف در مواجهه با این پدیده، پرده از حقیقتی مهم برمیدارد: اتخاذ تدابیر راهبردی و وجود ارادهای راسخ برای درهمشکستن این «حصار ذهنی»، همواره توانسته است تأثیرات عملی تحریمها بر معیشت شهروندان را به حداقل ممکن تقلیل دهد.
۲. ارزیابی شاخصهای کلان اقتصادی و سطح رفاه عمومی در دوران فعالیت دولتهای نهم و دهم، و قیاس آن با ادواری که رویکردهای غربگرایانه و وابسته بر مناسبات اجرایی کشور سایه افکنده بود، این مدعا را به روشنی اثبات میکند. شواهد میدانی نشان میدهد که این تصمیمات و سیاستگذاریهای اجرایی درونساختاری بود که به تحریمها عینیت میبخشید؛ به گونهای که میتوان ادعا کرد کشور بیش از آنکه متأثر از تحریمهای واقعی خارجی باشد، قربانی پدیده «خودتحریمی» بوده است.
۳. در برخی برههها، ذینفعان، کاسبان تحریم و جریانهای دارای وابستگیهای برونمرزی (مدیران موسوم به گرینکارتی)، اقتصاد ملی را به گروگان گرفتند تا با تأمین رضایت غیرمستقیم دولتهای غربی، منافع شخصی و داراییهای وابستگان خود را از گزند مصادره مصون نگاه دارند.
۴. در نقطه مقابل این رویکرد منفعلانه، جمهوری اسلامی ایران اکنون با اتخاذ راهبرد انسداد هوشمندانه و عملیات بازدارنده در تنگه هرمز، عملاً شریانهای حیاتی اقتصاد غرب و ابرشرکتهای چندملیتی را تحت فشار و کنترل خود درآورده است. این اقدام راهبردی، مصداق بارز و عینی یک «تحریم واقعی» است؛ اهرمی کارآمد و میدانی که در تضاد کامل با تحریمهای حقوقی و نمایشی غرب قرار دارد. تحریمهایی که در غیاب ضمانتهای اجرایی،
ماهیتی بیش از اوراق بیارزش و اسناد فاقد اعتبار ندارند.
(ادامه دارد ...)
نویسنده: شایان پوریا