هدر بین‌المللی و رسمی اندیشکده عماد
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
« دست خدا بالای دست‌های آنان است »
The Hand of Allah is over their hands 真主之手在他们之上

اعلام مدیریت و تغییر رژیم حقوقی تنگه هرمز توسط ایران

۱. ریشه‌یابی و تبیین چرایی به وجود آمدن نظم جدید

حمله مفروضِ آمریکا و اسرائیل، به عنوان یک اقدام جنگی ، به ایران این امکان ادعایی را می‌دهد که با استناد به ماده ۵۱ منشور ملل متحد (حق دفاع مشروع) و تغییر وضعیت از زمان صلح به مخاصمه مسلحانه، محدودیت‌های کنوانسیون‌های بین‌المللی را تعلیق کند. که این خود اهرم فشار ژئوپلیتیک برای استفاده از مونوپلی جغرافیایی بر یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان برای بازدارندگی نامتقارن می باشد. ایران هرگز کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها (UNCLOS) که مبدع مفهوم عبور ترانزیت است را تصویب نکرده و خود را پایبند به کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو (حق عبور بی‌ضرر) می‌داند. در شرایط جنگی، ایران این حق را برای خود قائل می‌شود که عبور شناورهای کشورهای متخاصم یا متحدان آن‌ها را مضر تشخیص داده و عبور سایرین را منوط به پذیرش رژیم حقوقی جدید (پرداخت عوارض امنیت/ترانزیت) کند. همچنین تامین مالی و جبران خسارت و تلاش برای جبران هزینه‌های جنگ و تخریب زیرساخت‌ها از طریق خلق یک جریان درآمدی ارزی جدید از آثار وضع جدید می باشد.

۲. کالبدشکافی آثار و پیامدها 

 با توجه به عبور روزانه حدود ۲۰ درصد از نفت خام و حجم عظیمی از LNG جهان از این تنگه، هرگونه تغییر در رژیم حقوقی آن به یک شوک عرضه فوری منجر می‌شود. قیمت نفت به شدت جهش خواهد کرد.جریان سرمایه و دارایی‌های امن: وحشت در بازارهای سهام جهانی باعث فرار سرمایه به سمت دارایی‌های امن (Safe Havens) خواهد شد. انس جهانی طلا (XAU/USD) رکوردهای تاریخی ثبت خواهد کرد و بیت‌کوین (BTC) بسته به واکنش سیستم بانکی جهانی، نوسانات بسیار شدیدی را در پیوند با طلا تجربه می‌کند.حتی پیش از شلیک یک گلوله، کلوپ‌های P&I (بیمه‌گران دریایی) حق بیمه خطر جنگ (War Risk Premiums) را به سطحی می‌رسانند که عبور از تنگه از لحاظ اقتصادی برای شرکت‌های کشتیرانی توجیه‌ناپذیر می‌شود. این یعنی توقف دوفاکتوی (عملی) تجارت پیش از توقف دوژور (حقوقی). سازمان بین‌المللی دریانوردی (IMO) و شورای امنیت، این اقدام را نقض آزادی ناوبری تلقی کرده و به احتمال قوی قطعنامه‌های الزام‌آوری تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل صادر خواهند کرد که مشروعیت این رژیم جدید را در نظام بین‌الملل از بین می‌برد.

۳. برآورد زمانی و افق استمرار 

استقرار باجه‌های عوارض  فیزیکی یا سایبری در میانه جنگ، نیازمند کنترل مطلق دریایی و هوایی است. با حضور ناوگان پنجم آمریکا و ائتلاف‌های دریایی، اجرای قهری این رژیم حقوقی به درگیری‌های روزمره ناوچه‌ها و قایق‌های تندرو منجر می‌شود.این وضعیت نمی‌تواند بلندمدت باشد. اقتصاد جهانیِ وابسته به انرژی، تحمل انسداد یا مالیات‌بندی بر هرمز را برای بیش از چند هفته تا چند ماه ندارد.واکنش چین (بزرگترین خریدار نفت خلیج فارس) کلیدی است. اگر چین پرداخت عوارض را نپذیرد، استراتژی ایران با بن‌بست دیپلماتیک مواجه می‌شود. مداخله نظامی گسترده ائتلاف جهانی نیز می‌تواند این تایم‌لاین را به سرعت به سمت یک جنگ تمام‌عیار سوق دهد.

۴. سناریو پردازی و آینده‌نگاری

سناریوی پایه (محتمل‌ترین وضعیت - تقابل فرسایشی ناوگان‌ها):

ایران رژیم حقوقی جدید را اعلام می‌کند، اما اکثر شرکت‌های کشتیرانی بزرگ غربی و حتی آسیایی از پرداخت رسمی عوارض (به دلیل تحریم‌های ثانویه آمریکا) امتناع می‌کنند. ایران برای اعمال حاکمیت، دست به توقیف گزینشی و نامتقارنِ نفتکش‌ها می‌زند. آمریکا و متحدانش سیستم اسکورت دریایی (شبیه به جنگ نفتکش‌ها در دهه ۸۰ میلادی) راه می‌اندازند. درآمدزایی مستمر و سیستماتیک برای ایران محقق نمی‌شود، اما هزینه تامین امنیت انرژی برای غرب به شدت بالا می‌رود و به عنوان یک اهرم فشار روی میز مذاکره باقی می‌ماند. اما اگر ایران موفق می‌شود با خریداران عمده انرژی به توافق برسد. عوارض به صورت سیستماتیک اخذ شده و تنگه هرمز به عنوان یک منطقه «مدیریت شده» در نظم جدید بین‌الملل پذیرفته می‌شود. ایران از این طریق به هاب تنظیم‌گری انرژی منطقه تبدیل می‌گردد.قدرت‌های غربی از به رسمیت شناختن رژیم جدید خودداری کرده و اقدام به اسکورت نظامی نفتکش‌ها می‌کنند. این امر منجر به درگیری‌های پراکنده و کاهش درآمدهای پیش‌بینی شده به دلیل تحریم شرکت‌های همکار با ایران می‌شود. فشار ناشی از مدیریت ایران بر تنگه، جامعه جهانی را به پذیرش نقش کلیدی ایران در امنیت انرژی وادار می‌کند. در این سناریو، ایران امتیازات کلانی در زمینه رفع کامل تحریم‌ها و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های کریدور شمال-جنوب دریافت کرده و جایگاه خود را به عنوان قطب انرژی و ترانزیت تثبیت می‌کند.

سناریوی بحرانی (بدبینانه - انسداد کامل و جنگ منطقه‌ای):

در پی تلاش ایران برای توقیف کشتی‌های متخلف و شلیک به شناورهای نظامی اسکورت، درگیری از سطح کنترل‌شده خارج می‌شود.آمریکا و اسرائیل تاسیسات بندری، رادارهای ساحلی و زیرساخت‌های استخراج و صادرات انرژی ایران (مانند عسلویه و خارک) را هدف قرار می‌دهند. تنگه هرمز عملاً نه به دلیل عوارض، بلکه به دلیل منطقه جنگی بودن کاملاً مسدود می‌شود. این امر به یک رکود تورمی شدید در اقتصاد جهانی می‌انجامد.

سناریوی گشایش (خوش‌بینانه/تعدیل‌یافته - تثبیت جایگاه در یک نظم جدید):

شوک اولیه به بازار انرژی و وحشت جهانی، قدرت‌های بزرگ (به ویژه با میانجی‌گری چین و روسیه) را مجبور می‌کند تا پیش از نابودی کامل اقتصاد جهانی، به سرعت وارد یک معامله بزرگ  شوند.در این سناریو، ایده «اخذ عوارض مستقیم» کنار گذاشته می‌شود، اما در عوض، ایران با استفاده از این اهرم فشار حقوقی-امنیتی، امتیازات کلانی در حوزه رفع تحریم‌ها، تضمین‌های امنیتی و سرمایه‌گذاری خارجی در زیرساخت‌های ترانزیتی خود می‌گیرد. در واقع، ایران به جای تبدیل شدن به «باج‌گیر تنگه»، جایگاه خود را به عنوان «شریک کلیدی و تضمین‌کننده امنیت انرژی منطقه» در یک معماری جدید حقوقی و اقتصادی تثبیت می‌کند و از طریق قراردادهای ترانزیت انرژی (مثل خطوط لوله و هاب انرژی شدن) به درآمدزایی