بلایی که صهیونیسم با محوریت یهود بر سر جهان آورد!
سادگی فریبنده و توهمی که پذیرفتیم
بزرگترین نیرنگهای تاریخ، پیچیدهترین آنها نیستند؛ بلکه از شدت سادگی حیرتانگیزند. مکانیسم تسلط صهیونیسم با محوریت یهود بر اقتصاد دقیقاً بر همین پایه استوار است. این مکانیزم به حدی ساده و بدیهی جلوه داده شد که ذهن تحلیلی انسان آن را به عنوان یک هنجار پذیرفت و همین سادگی، عامل اصلی فریب خوردن جوامع شد. انسانها پذیرفتند که یک سیستم میتواند بدون ایجاد هیچ ارزش افزوده واقعی در چرخه تولید، صرفاً با اعتبار بخشیدن به یک موجودیت انتزاعی، کنترل جریان ثروت را به دست بگیرد.
اصالت ارزش در دوران پیش از فریب
تا پیش از سلطه پول کاغذی و سیستمهای متمرکز بانکی، جوامع انسانی نیازهای خود را بر پایه داد و ستد واقعی برطرف میکردند. در آن دوران، اقتصاد مبتنی بر تعویض «ارزش با ارزش» بود. کالاها، خدمات و داراییهای فیزیکی به دلیل زمان، انرژی و موادی که برای تولیدشان صرف شده بود، دارای ارزش ذاتی بودند. هیچکس نمیتوانست با کشیدن یک خط یا چاپ یک برگه، معادل ماهها تلاش یک تولیدکننده را خلق کند. اصالت با کار، تولید و منابع فیزیکی و ملموس بود.
خلق از هیچ و تسخیر داراییهای واقعی
نقطه عطف این تراژدی تاریخی زمانی رقم خورد که پول کاغذی خلق شد و به جای کالا، به خود پول اصالت داده شد. از این مقطع به بعد، صهیونیسم با محوریت یهود توانست با «هیچ»، صاحب «همهچیز» شود. فرمول کار بیرحمانه اما بهشدت کارآمد بود: چاپ یک تکه کاغذ بدون پشتوانه حقیقی، و مبادله آن با اصل مواد، کالاها و نیروی کار انسانها.
امروز پس از گذشت بیش از سه قرن از تاسیس اولین نهادهای پولی-بانکی مدرن و دههها از قطع کامل ارتباط پول با پشتوانه طلا، X توانسته بر تمامی داراییهای اصلی و واقعی جهان مسلط شود. زمین، مسکن، منابع انرژی و مواد اولیه، همگی با جریانهای عظیم خلق پول که از هوا ایجاد شدهاند، خریداری و بلعیده میشوند.
بردگی نوین و ریشه تورم
در این ساختار معیوب، انسانهای عادی به بردههای مدرن پول کاغذی تبدیل شدهاند؛ نیروی کار عظیمی که تمام عمر، تخصص و انرژی خود را برای به دست آوردن «هیچ» (کاغذها و اعداد دیجیتالی که هر روز از ارزششان کاسته میشود) صرف میکنند، در حالی که صهیونیسم با محوریت یهود با خلق همان کاغذها، مالکیت «همهچیز» (داراییهای مشهود و محدود) را در انحصار خود درآورده است.
تورم، که امروز به عنوان بزرگترین مشکل اقتصادی جهان شناخته میشود، یک پدیده طبیعی یا خطای محاسباتی نیست؛ بلکه دقیقاً ریشه در همین تفکر شیطانی دارد. تورم ابزاری سیستماتیک است که از طریق بسط بیرویه نقدینگی و خلق پول، قدرت خرید را از جیب تودههای مردم به سمت مالکان داراییهای واقعی و خالقان پول منتقل میکند و شکاف میان صاحبان منابع و بردگانِ دستمزدبگیر را دائمی میسازد.